ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
274
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
و در سال پنجاه و سه جنگ ميان اعراب و هواره رويداد . در آن جنگ هواره منهزم و عده بسيارى از آنها كشته شدند . و در سال پنجاه و سه اهالى تقيوس دويست و پنجاه تن از اعراب را كشتند و سبب آن اين بود كه اعراب وارد شهر به منظور بازگردى و تماشا شدند . يكى از اعراب مردى از پيشروان اهل بلد را كشت زيرا كه شنيد او از المعز ستايش كرده و به او دعا مىكند . همين كه آن مرد كشته شد ، اهالى شهر شوريدند و بجان اعراب افتاده و آن تعداد از آنها را كه در بالا ذكر كرديم ، كشتند . لازم مينمود كه هر رويدادى را كه در همان سال رخ داده است ، بيان كنيم . و اينكه وقايع را پشت سر هم بيان كرديم به اين جهت بود كه سياق بهترى داشته باشد زيرا هر گاه بريده بريده ذكر و در خلال آنها رويدادهاى ديگر در سالها آورده ميشد . مفهوم نميگرديد . بيان پارهاى از رويدادها در اين سال مهلهل بن محمد بن عناز برادر ابى الشوك بحضور سلطان طغرلبيك رفت و به او نيكى شد و او را بر اقطاعى كه داشت برقرار نمود و از جملهء آنها سيروان و دقوقا و شهرزور و صامغان بود و شفاعت برادرش سرخاب بن محمد بن عناز كه نزد طغرلبيك زندانى بود نمود . و سرخاب به قلعه ماهكى كه مال خودش بود رفت و راوندى را به سعدى بن ابى الشوك به اقطاع داد . در اين سال المستنصر در مصر ، ابى البركات عم ابى القاسم جرجرائى را دستگير كرد و قاضى ابا محمد حسن بن عبد الرحمن يازورى را بوزارت منصوب نمود . يازور از اعمال رمله است . در اين سال محمد بن احمد بن محمد بن عبد اللّه بن عبد الصمد بن المهتدى باللّه ابو الحسين درگذشت مولد او بسال سيصد و هشتاد و چهار بود و در شعبان اين سال ابو الحسن على بن عمر قزوينى الزاهد بدرود زندگى گفت . او از صلحاء بود ، حديث و داستانها و اشعار روايت و نقل كرد و از ابن نسابه و چيزى از شعر او روايت نمود .